فاطمه عطایی
جان کلاسن (Jon Klassen) نویسنده، تصویرگر و انیماتور برجسته کانادایی است که در سالهای اخیر بهواسطه آثار شاخص و سبک منحصربهفردش در حوزه ادبیات و تصویرگری کودک، جایگاه ویژهای در میان مخاطبان و منتقدان بهدست آورده است. او در سال ۱۹۸۱ در شهر وینیپگ، استان منیتوبا در کانادا متولد شد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در شهرهای نیاگارا فالز و تورنتو در استان اونتاریو سپری کرد.
کلاسن در توصیف مسیر کاری خود میگوید:
«انیمیشن همیشه شغل رؤیایی من بود. سالها در استودیوهای انیمیشن کار میکردم، اما روزی کسی از من خواست تا کتابی را تصویرگری کنم. تا آن زمان نمیدانستم این هم میتواند یک شغل باشد. همان یک کتاب را تصویرگری کردم و عاشق این کار شدم؛ چراکه داستانهایش کوتاهتر از فیلمها و گاهی مرموزتر بودند. به همین دلیل انیمیشن را رها کردم و تماموقت مشغول تصویرگری کتاب شدم.»
آغاز فعالیت حرفهای
جان کلاسن پس از پایان دوره متوسطه، در سال ۲۰۰۵ وارد کالج شریدن در شهر اوکویل، اونتاریو شد و در رشته انیمیشن به تحصیل پرداخت. علاقه و استعداد او در این رشته موجب شد که پس از فارغالتحصیلی، فعالیت حرفهای خود را در عرصه انیمیشن آغاز کند. او در تولید فیلمهای مطرحی همچون کورالین (2009)، شهر خاکستر (2008) و پاندای کونگفوکار ۲ (2011) بهعنوان هنرمند طراحی و استوریبورد مشارکت داشت. این تجربه ارزشمند، مبنای شکلگیری نگاه تصویری خاص و روایتهای مینیمالیستی او در سالهای بعد شد؛ مؤلفهای که در آثار ادبی-تصویری او نیز بهخوبی قابل مشاهده است.
نخستین کتابها و آغاز شهرت جهانی
نخستین کتاب تصویری جان کلاسن با عنوان Cats’ Night Out در سال ۲۰۱۰ منتشر شد. نویسندگی این اثر را کارولین استاتسون بر عهده داشت و تصویرگری آن به عهده کلاسن بود. این کتاب موفق شد جایزه معتبر Governor General’s Literary Award را در بخش ادبیات کودک و نوجوان کانادا کسب کند و بهعنوان نقطه آغازی برای ورود جدی او به دنیای کتابهای تصویری شناخته شود.
شهرت بینالمللی کلاسن در سال ۲۰۱۱ با انتشار کتاب “I Want My Hat Back” (میخواهم کلاهم را پس بگیرم) رقم خورد. این کتاب داستان جستوجوی یک خرس برای یافتن کلاه گمشدهاش را در قالب متنی کوتاه و تصاویری ساده و مؤثر روایت میکند. طنز سیاه و پایان غیرمنتظره داستان، این کتاب را به یکی از آثار برجسته ادبیات کودک تبدیل کرد. کتاب در مدت کوتاهی توجه گسترده مخاطبان و منتقدان را به خود جلب نمود و در سال ۲۰۱۲ موفق به دریافت جایزه E.B. White Read-Aloud Picture Book Award شد.
در پی این موفقیت، کلاسن در سال ۲۰۱۲ کتاب “This Is Not My Hat” (این کلاه من نیست) را منتشر کرد. این کتاب که ادامهای مستقل و در عین حال متفاوت بر کتاب قبلی به شمار میرفت، داستان ماهی کوچکی را روایت میکند که کلاهی را میدزدد و در نهایت سرنوشتی تاریک در انتظارش است. این اثر توانست در همان سال، دو جایزه معتبر Caldecott Medal (جایزه برترین کتاب تصویری کودک در ایالات متحده) و Kate Greenaway Medal (جایزه برترین تصویرگری کتاب کودک در بریتانیا) را همزمان بهدست آورد؛ افتخاری که پیش از آن در تاریخ ادبیات کودک سابقه نداشت.
در سال ۲۰۱۶، کلاسن سومین و واپسین کتاب از این سهگانه را با عنوان “We Found a Hat” (ما یک کلاه پیدا کردیم) منتشر کرد. این اثر که در ایران با دو عنوان “هیچکس پیدایم نمیکند” و “ماهی بزرگه گم شده” نیز منتشر شده است، همچون دو کتاب پیشین دارای ساختار روایی و بصری منحصربهفرد و فضایی طنزآمیز و تأملبرانگیز بود. این کتاب نیز در فهرست پرفروشترینهای نیویورک تایمز و انجمن کتابفروشان آمریکا قرار گرفت و سهگانهی کلاه را به یکی از ماندگارترین مجموعههای ادبیات تصویری معاصر بدل کرد.
آثار مستقل و همکاری با نویسندگان برجسته
پس از موفقیت سهگانهی کلاه، جان کلاسن در سال ۲۰۲۳ کتاب “The Skull” (جمجمه) را منتشر کرد؛ بازآفرینی تازهای از یکی از افسانههای فولکلور منطقه تیرول اتریش. این کتاب با بهرهگیری از روایت بصری ویژه کلاسن و فضایی رازآلود و خیالانگیز، تحسین مخاطبان و منتقدان را برانگیخت و در فهرست بهترین کتابهای سال نیویورک تایمز قرار گرفت.
علاوه بر آثار تألیفی، کلاسن تصویرگری شماری از کتابهای نویسندگان سرشناس را نیز بر عهده داشته است. همکاریهای مستمر او با مک بارنت (Mac Barnett) از جمله این فعالیتهاست که به خلق مجموعههایی چون سهگانهی شکلها (The Shape Trilogy) و کتاب “How Does Santa Go Down the Chimney?” (بابانوئل چطور از دودکش پایین میآید؟) انجامیده است. این آثار نیز در فهرست کتابهای پرفروش و تحسینشده قرار دارند.
در میان همکاریهای موفق آنها، میتوان به کتاب “The Wolf, the Duck, and the Mouse” (گرگ، اردک و موش) اشاره کرد که در سال ۲۰۱۸ برندهی E.B. White Read-Aloud Picture Book Award شد. همچنین کتاب “Sam & Dave Dig a Hole” (آن پایین چه خبر است؟) در سال ۲۰۱۵، علاوه بر دریافت مدال کالدکات، موفق به کسب جایزه E.B. White Read-Aloud Picture Book گردید. از دیگر آثار شاخص این همکاری میتوان به کتاب “Extra Yarn” (نخ اضافه) اشاره کرد که در سال ۲۰۱۳ همین جایزه را از آن خود کرد.
تصویرگری کتاب “The Dark” (تاریکی) نوشته لمونی اسنیکت (Lemony Snicket) از دیگر پروژههای هنری قابلتوجه کلاسن به شمار میرود. این کتاب نیز بهسبب روایت متفاوت و تصویرسازی کمینهگرا و مؤثر خود، مورد توجه قرار گرفت.
در سال ۲۰۱۸، جایگاه تأثیرگذار جان کلاسن در ادبیات کودک کانادا و جهان با دریافت نشان افتخار کانادا در تقدیر از خدمات او به حوزه ادبیات کودک و تصویرگری تثبیت شد. در حال حاضر، او ساکن لسآنجلس است و در کنار همسر و دو فرزندش زندگی میکند و همچنان در عرصه تصویرگری و خلق داستانهای کودکانه فعال است.
شکلگیری سبک شخصی و نگاه به تصویرگری
جان کلاسن در آغاز مسیر حرفهای خود در کتابسازی، به این نتیجه رسید که برای تثبیت جایگاه و تداوم فعالیت در این حوزه، ناگزیر است نویسندگی را نیز در کنار تصویرگری تجربه کند. او در این مسیر، علاقه چندانی به طراحی شخصیتهای زنده نداشت و بیشتر به ترسیم مناظر و اشیای بیجان گرایش نشان میداد. خلق داستانهایی بدون حضور شخصیتهای زنده، برای کلاسن تجربهای آرامشبخش و در عین حال جذاب بود. به باور او، طراحی شخصیت، اغلب میانبری برای جلب توجه مخاطب است و او ترجیح میداد روایتهایی خلق کند که بیننده در کشف آنها سهیم باشد.
در همین دوره، از کلاسن خواسته شد تا برای یک شرکت، کارت تبریک تولد طراحی کند. در ابتدا از ترسیم شخصیتهای زنده طفره رفت و تنها اشیایی مانند میز و صندلی را تصویرگری کرد. اما در ادامه و به درخواست کارفرما، حیواناتی را طراحی کرد که با وجود کلاه تولد و بادکنک، بیاحساس و بیاعتنا به جشن به نظر میرسیدند. این تجربه موجب شد او نسبت به طراحی شخصیتها احساس راحتی بیشتری پیدا کند و آنها را همچون مدلهایی موقتی و ابزاری در خدمت روایت ببیند.
یکی از همین حیوانات، خرسی بود که با سادگی و بیاحساسیاش، حالتی تهدیدآمیز داشت و الهامبخش ایدهی کتاب “I Want My Hat Back” شد. کلاسن در ابتدا داستان را به شیوهی سنتی و همراه با توضیحات نوشت که چندان رضایتبخش نبود. در نهایت تصمیم گرفت روایت را صرفاً در قالب گفتوگوهای شخصیتها و بدون راوی پیش ببرد و از رنگ برای تفکیک شخصیتها بهره گیرد. همین انتخاب ساختاری، باعث شد داستان بهطور طبیعی شکل بگیرد و حتی مفهوم دروغگویی یکی از شخصیتها را از طریق تصویر و بدون بیان مستقیم، به مخاطب منتقل کند.
او در تصویرگری این کتاب، سادگی را در پیش گرفت و از جزئیات غیرضروری پرهیز کرد. به گفته خودش، همواره کتابهای تصویری ساده و شفاف را دوست داشته و در این پروژه، حذف جزئیات اضافی کمک کرد تا طرحهای اولیه، بیشترین شباهت را به نسخه نهایی داشته باشند. زبان کتاب نیز آگاهانه خشک و بیروح انتخاب شد تا بازتابدهنده اضطراب نویسنده در نگارش نخستین کتابش و شخصیتهایی سرد و بیاحساس باشد که به جای نگاه به یکدیگر، به دوربین مینگرند.
فرایند تولید این کتاب — از انتخاب یک مسئله ساده و تصویری گرفته تا تعیین شیوه روایت و سپردن پیشبرد داستان به اقتضای همین انتخابها — الگویی شد که کلاسن در نگارش و تصویرگری دو کتاب بعدی خود در این سهگانه نیز دنبال کرد.
تجربه متفاوت در تصویرگری “صخرهای از آسمان”
جان کلاسن در گفتوگویی با وبسایت Art of the Picture Book، از تجربه متفاوت و چالشبرانگیز خود در تصویرگری کتاب “The Rock from the Sky” (صخرهای از آسمان) سخن گفته است؛ اثری که برای نخستینبار او را واداشت تا پسزمینههایی تمامصفحه و فضاساز طراحی کند. به گفته کلاسن، پیش از این در مجموعه سهگانهی کلاه، تنها گیاهانی ساده و محدود در پسزمینه تصویرگری کرده بود. اما در این پروژه، تصمیم گرفت فضایی زنده و ملموس خلق کند که بخشی از دنیای داستان باشد.
در فرایند دستیابی به این هدف، او بارها آسمانهای مختلف را طراحی و آزمود و در این مسیر از مشورت دوستان تصویرگر خود، کریس اپلهانز و سیدنی اسمیت بهره گرفت. کلاسن میخواست آسمانی نرم، آرام و کمجزئیات طراحی کند که در عین ایجاد حس عمق و وسعت، تمرکز مخاطب را از شخصیتهای اصلی منحرف نکند. او پنج یا شش آبرنگ مختلف ساخت و سپس آنها را با یکدیگر ترکیب کرد تا در نهایت به آسمانی دست یابد که به گفته خودش «هم نرم و لطیف باشد و هم حس فضای گسترده را القا کند». این تصویرسازیها در ادامه با چند مرحله ویرایش دیجیتال تکمیل شدند؛ بخشی که از نگاه کلاسن، به همان اندازه فرآیند سنتی کار اهمیت داشت.
او در همین گفتوگو، خاطرهای از دوران کارآموزی خود در تئاتر شاو در اونتاریو را بازگو میکند. در آنجا، هنرمندان دکور صحنه، پردههای پسزمینه را در ابعاد بسیار بزرگ و با رنگآمیزی نرم و یکنواخت طراحی میکردند. تماشای روند شکلگیری این آسمانهای غولپیکر و تبدیل آنها به فضایی زنده در زیر نور صحنه، اثری ماندگار در ذهن او برجا گذاشت. همین تجربه الهامبخش طراحی فضاسازیهای کتاب “صخرهای از آسمان” شد؛ کتابی که به گفته کلاسن، باید حالوهوایی صحنهمانند داشته باشد، بدون آنکه به شکل مستقیم از عناصر تئاتری بهره بگیرد.
از دیگر نکات جالب این پروژه، توجه کلاسن به مقیاس ابزار تصویرگری است. او متوجه شد که رفتار ابزارهای مختلف در مقیاسهای کوچک و بزرگ متفاوت است. این نکته را بهطور خاص هنگام همکاری و مشاوره با سیدنی اسمیت — تصویرگر مشهور آبرنگ — دریافت؛ جایی که اسمیت آثارش را در ابعاد کوچک کار میکرد و سپس آنها را بزرگ میکرد تا نویز و بافت و اتفاقات کنترلنشده جالبی در تصویر شکل بگیرد.
کلاسن نیز در این مسیر شروع به آزمودن ابزارهای مختلف کرد و در نهایت به ماژیکهای ساده Crayola علاقهمند شد. او دریافت که این ماژیکها در مقیاس کوچک، کیفیتی نرم و ترکیبی دارند و برای دستیابی به فرمهای مبهم و زندهای که در ذهن داشت، بسیار مناسباند. برخلاف گرافیت که در چاپ تا حدی مصنوعی و دستکاریشده بهنظر میرسد، ماژیک امکان خلق فرمهایی زنده، اتفاقی و در عین حال قابلکنترل را فراهم میکند. او حتی برای آزمون رفتار فرم و خط در مقیاسهای مختلف، لاکپشتهای داستان را در ابعاد ۱ اینچ تا ۴ اینچ طراحی کرد و به تفاوت کیفیت بصری در هر اندازه پی برد.
در پایان این پروژه، کلاسن به اهمیت تناسب اندازه شخصیتها با وسعت و عمق صحنه اشاره میکند. اگرچه در فضای دیجیتال امکان کوچک و بزرگ کردن تصاویر وجود دارد، اما به اعتقاد او، چشم مخاطب تفاوتهای ظریف را تشخیص میدهد و این امر میتواند به باورپذیری فضا لطمه بزند. به همین دلیل، اندازه شخصیتها در هر صحنه را متناسب با فضای پیرامون طراحی کرد و برای حفظ هماهنگی بصری از مقیاسهای متنوع بهره گرفت.
تجربههای آموزشی و درک اهمیت علاقه در مسیر حرفهای
جان کلاسن در دوران تحصیل در مدرسه انیمیشن، استادی در کلاس طراحی از مدل زنده داشت که نقش مؤثری در شکلگیری نگاه حرفهای او ایفا کرد. در آن دوره، حجم قابلتوجهی از برنامه درسی به طراحی از مدل اختصاص داشت؛ بهگونهای که در برخی روزها، دانشجویان ناچار بودند هشت ساعت متوالی از پوزیشنهای کوتاهمدت و طولانی طراحی کنند. اگرچه این تمرینها برای تقویت مهارت فنی در نظر گرفته شده بود، اما برای کلاسن که علاقه چندانی به این حوزه نداشت، تجربهای دشوار و در عین حال آموزنده بود.
روند کار بهصورت گروهی و در حضور سایر دانشجویان انجام میشد و همواره امکان مقایسه آثار وجود داشت؛ مسئلهای که فشار روانی مضاعفی ایجاد میکرد. در پایان هر سال تحصیلی، دانشجویان باید صدها طرح اجرا شده را بررسی و سی نمونه برتر را انتخاب میکردند تا در کلاس ارائه دهند. در سال سوم، استاد درس طراحی از مدل زنده، جری زلدین (Gerry Zeldin) — یکی از مدرسان برجسته کالج — آثار جان کلاسن را مشاهده کرد و جملهای گفت که بهگفته او همواره در ذهنش باقی مانده است:
«میدانی، تو هیچوقت در این کار عالی نخواهی شد.»
در نگاه نخست، این جمله میتوانست ناامیدکننده بهنظر برسد؛ اما کلاسن در همان لحظه نوعی آرامش و پذیرش تجربه کرد. زمانی که استاد از او درباره آینده حرفهایاش پرسید و او پاسخ داد که علاقهمند به دیزاین، صحنه و دکور است، زلدین تأکید کرد که نیازی به ادامه جدی طراحی از مدل ندارد. نکته کلیدی این گفتوگو، تفکیک میان ضعف در یک مهارت و نبود علاقه به آن بود.
جری زلدین بهدرستی تشخیص داد که مشکل کلاسن صرفاً عدم مهارت در طراحی از مدل نیست، بلکه ناشی از بیعلاقگی او به این زمینه است. دانستن این موضوع، به گفته کلاسن، نقشی تعیینکننده در جهتدهی به مسیر حرفهایاش داشت. زلدین یادآوری کرد که گاهی ضعف در یک حوزه بهدلیل کمکاری است، اما در بسیاری از مواقع، ریشه در علاقهمند نبودن دارد و این آگاهی به هنرمند کمک میکند مسیر واقعی علاقه خود را پی بگیرد و در حوزههای مطلوب، حتی در بخشهایی که در ابتدا در آنها ضعیف است، پیشرفت کند.
این تجربه برای جان کلاسن نقطه عطفی در شناخت ماهیت علاقه، استعداد و مسیر حرفهایاش بود و سالها بعد که خود در مؤسسه CalArts تدریس میکرد، همواره میکوشید با همین دقت و صداقت در ارزیابی و همراهی با دانشجویانش رفتار کند. به باور او، در آموزش هنر، مدرس باید در کنار انتقال مهارت، هویت هنری و احساسات هنرجو را نیز مدیریت کند و این دو جنبه بهشدت در هم تنیدهاند. جسارت و صداقت جری زلدین در مواجهه صریح و مشفقانه با حقیقت، برای او همواره الگویی ماندگار باقی ماند.
الهامهای ادبی و مفهوم بیعدالتی در آثار
جان کلاسن در گفتوگویی با پادکست Deeper Reading درباره تأثیرات غیرمنتظرهای سخن میگوید که الهامبخش داستان “The Rock from the Sky” (صخرهای از آسمان) شدهاند. این کتاب در قالب پنج فصل روایت میشود و داستان سه حیوان با کلاههای بولر را در دنیایی بیویژگی دنبال میکند که با سنگ عظیمی مواجه میشوند که به زندگیشان سقوط میکند.
کلاسن در این مصاحبه از تأثیر نویسندگانی همچون ساموئل بکت، استنلی کوبریک، رمی چارلیپ و ادوارد گوری بر نگاه خود سخن میگوید و توضیح میدهد که چگونه شخصیتهایش عمداً «بازیگران بدی» هستند؛ شخصیتهایی که مثل نخستین کتابش “I Want My Hat Back”، در فضایی ساده و محدود و گاه با خشم و طنز تلخ روایت میشوند. او میگوید کارهایش، بهویژه در تصویرگری، با پرهیز از حرکت و تمرکز بر لحظات پیش از رخداد یا بلافاصله پس از آن تعریف میشوند. این رویکرد به مخاطب فرصت میدهد تا بخش نادیده داستان را در ذهن خود کامل کند.
در ابتدا ایده اصلی او برای “صخرهای از آسمان” تصویر دوصفحهای از سنگی معلق در هوا بود. اما کلاسن نگران بود که مخاطب کودک درک نکند که این سنگ در حال سقوط است. بنابراین با اکراه، چند سنگریزه در تصویر افزود تا این حس را به بیننده منتقل کند. او در این مصاحبه درباره کشش زمان در کتاب نیز سخن میگوید و اینکه چگونه قصد داشته انتظارات مخاطب را درباره مدتزمان وقوع یک رویداد به چالش بکشد.
کلاسن همچنین اشاره میکند که این کتاب، مانند اجرای نمایشی است که پس از پایان نمایش اصلی، بازیگران فرعی از کتابهای قبلی او دوباره روی صحنه میآیند و تلاش میکنند داستانی تازه را روایت کنند؛ درحالیکه نمیدانند داستان به کجا میرود یا چگونه باید نقشآفرینی کنند.
او درباره علاقهاش به این اثر میگوید: «برایم جذاب بود که سنگ میتواند روی کسی بیفتد. اینکه لاکپشت خوششانس است و برخی افراد خوششانس نیستند، همان چیزی است که میخواهم در داستانهایم به آن اشاره کنم. میخواهم با بچهها درباره بیعدالتی حرف بزنم، چون این همان چیزی است که جهان واقعاً بر اساس آن کار میکند؛ نه آنطور که ما دوست داریم باشد.»
بهزعم او، کتابهای تصویری به دلیل ماهیت فشردهشان، باید در تعداد محدود صفحات، روایتی معنادار و قابلدرک برای مخاطب جوان ارائه دهند. کلاسن این محدودیت را فرصتی برای بازی با روایت میداند و تلاش میکند حتی در جزئیترین تغییرات — از جابهجایی لاکپشت به اندازه چند فوت گرفته تا پایین رفتن خورشید بهاندازه یکچهارم اینچ — حس تغییر و تعلیق را در روایت حفظ کند.
روایت بصری در “جمجمه” و سبک تصویرگری کلاسن
در مصاحبهای با وبسایت The Bookseller، جان کلاسن درباره روند خلق و تصویرگری کتاب “The Skull” (جمجمه) و نگاهش به روایت بصری توضیح میدهد. این کتاب بر اساس یک افسانه فولکلور اتریشی است که کلاسن بهطور اتفاقی در یک کتابخانه قدیمی پیدا کرد. او در این اثر تلاش کرد فضایی خلق کند که هم برای مخاطب کودک و هم برای بزرگسالان جذاب باشد و با حفظ سادگی و ابهام، داستانی چندلایه و در عین حال قابلدرک ارائه دهد.
یکی از ویژگیهای شاخص در سبک بصری کلاسن، استفاده آگاهانه از پالت رنگی محدود و تکنیکهای تصویرگری خاص است؛ رویکردی که به خلق فضایی منحصربهفرد و قابل تشخیص در آثارش منجر شده است. او در “جمجمه” از ترکیب خاکستری، مشکی و سفید، با رگههایی از تُنهای صورتیمانند که محل ورود نور را نشان میدهند، بهره گرفته است. کلاسن در این انتخاب رنگ، از کتاب محبوب دوران کودکیاش “Sam and the Firefly” الهام گرفته بود که در آن، رنگ غالب آبی تیره در کنار لکههای زرد بهکار رفته بود.
در این باره میگوید: «در این کتاب میخواستم رویکردی متفاوت داشته باشم و آن تُن صورتی هلویی را خیلی دوست دارم. این رنگ در نشان دادن نور خورشید و لحظههای گذار در داستان، بسیار مؤثر است. در اطراف این نور و غروب، همواره تاریکی حضور دارد و این مسئله به شکلگیری فضایی رازآلود کمک میکند؛ بهگونهای که نور هرگز بهطور کامل بر تاریکی غلبه نمیکند.»
سادگی در طراحی شخصیتها از دیگر ویژگیهای متمایز آثار جان کلاسن است. او علاقه دارد شخصیتهایی با ویژگیهای بصری ساده اما در عین حال گویا و معنادار خلق کند؛ ویژگیای که باعث میشود کودکان بهراحتی با آنها ارتباط برقرار کنند. در همین راستا، کلاسن بر هماهنگی متن و تصویر نیز تأکید دارد و معتقد است این همافزایی میتواند به شکلگیری داستانهایی با معنا، تعلیق و قدرت روایت بصری بیشتر کمک کند. فضاسازیهای خاص و کنترلشده در آثار او، فضاهای داستان را همزمان ملموس، رازآلود و تأملبرانگیز میسازند.
دیدگاه کلاسن درباره خلق کتاب کودک و اهمیت شناخت مخاطب
جان کلاسن در گفتوگویی با وبسایت Golden Pinwheel، درباره تفاوتهای خلق کتاب کودک با سایر قالبهای هنری و اهمیت شناخت دقیق گروه سنی مخاطب صحبت میکند. به اعتقاد او، کتابهای کودک محدودیتها و چالشهای ویژهای دارند که همین محدودیتها برایش جذاب است. کلاسن میگوید:
«از آنجا که این آثار باید برای کودکان بسیار خردسال قابلدرک باشند، وظیفه ماست آنچه را میخواهیم منتقل کنیم، در سادهترین و در عین حال جذابترین شکل ممکن ارائه دهیم.»
به باور او، این سادگی ظاهری، در دل خود فرصتهایی برای ایجاد ابهام، طنز و ظرافت دارد که از همنشینی متن و تصویر حاصل میشود. کلاسن همچنین بر اهمیت آگاهی از سن مخاطب پیش از آغاز هر پروژه تأکید میکند و میگوید:
«من کتابهایی برای گروههای سنی مختلف خلق کردهام و هر بار، همهچیز از اندازه کتاب گرفته تا تعداد کلمات و لحن روایت تغییر کرده است.»
او بهتازگی مجموعهای از کتابهای مقوایی کوتاه برای کودکان بسیار خردسال تهیه کرده که حتی ممکن است هنوز قادر به صحبت نباشند. این تجربه، به گفته کلاسن، همه جنبههای خلق اثر را تحتتأثیر قرار داده است؛ از انتخاب تصویرسازیها و میزان کلمات گرفته تا نوع روایت و ریتم داستان.
از نگاه او، کتابهای موفق کودک آثاری هستند که شور و اشتیاق خالقانشان را منتقل میکنند. کلاسن معتقد است اگر هنرمند به اثری که میآفریند علاقهمند باشد، این احساس به کودکان هم منتقل میشود.
او میگوید: «برای کودکان بسیار خردسال، نیازی به روایتهای پیچیده نیست؛ آنها بیشتر به ریتم، تکرار و تجربه بصری علاقه دارند. نکته مهم این است که ارتباط حسی و هیجانی با اثر برقرار کنند و در این میان، تصویر و رنگ نقشی تعیینکننده دارند.»
تفاوتهای تصویرگری در کتاب و سینما و جایگاه منحصربهفرد کلاسن
جان کلاسن در گفتوگوهای خود بارها به تفاوتهای کار در سینما و کتاب تصویری اشاره کرده است. به گفته او، فیلمها بهدلیل پیچیدگی فرایند تولید و نیاز به هماهنگیهای گسترده، زمان زیادی برای ساخت میطلبند. در مقابل، ورود به دنیای کتابهای تصویری این امکان را به او داده است که ایدههایی را که ممکن است در جریان ساخت یک فیلم سینمایی کنار گذاشته شوند، در قالبی کوچکتر و فشردهتر عملی کند.
او میگوید: «داستانی که در یک فیلم بلند روایت میشود، در کتاب تصویری میتواند در حدود ۴۰ صفحه شکل بگیرد و به همان اندازه مؤثر باشد.»
نخستین فعالیت حرفهای کلاسن در سینما، طراحی استوریبورد بود؛ مجموعهای از تصاویر ثابت که پیش از آغاز انیمیشنسازی، شمای کلی داستان و ترکیب صحنهها را مشخص میکند. کلاسن معتقد است همواره بخشهایی از داستان که قرار بوده در تصویر نمایش داده نشوند، برایش جذابتر بودهاند. او این ظرفیت را در قالب کتاب تصویری بیش از هر مدیوم دیگری در اختیار دارد.
او بر این باور است که در استودیوهای پرهزینه سینمایی، بهدلیل دسترسی به امکانات گسترده، تمایل وجود دارد که همهچیز به تصویر کشیده شود و کمتر فضایی برای حذف و نادیدهگرفتن باقی میماند. در حالیکه در کتابهای تصویری، محدودیتهای بودجه، تعداد صفحات و اندازه فیزیکی کتاب، هنرمند را ناگزیر به حذف و خلاصهسازی میکند. از دید کلاسن، این محدودیتها به نقطهقوت تبدیل میشوند.
او میگوید: «کتابهای تصویری زمانی بهترین کارکرد را دارند که بخشی از داستان را نشان ندهند و اجازه دهند مخاطب خودش در ذهن، آن را بسازد.»
این ظرفیتِ بازگذاشتن فضا برای ذهن مخاطب، از نظر او یکی از جذابترین ویژگیهای این قالب است.
جمعبندی
نگاهی به مسیر حرفهای جان کلاسن نشان میدهد که او همواره در جستوجوی روایتهای متفاوت و بهرهگیری از ظرفیتهای پنهان روایت تصویری بوده است. همین رویکرد سبب شده آثار او به نمونههایی منحصربهفرد در ادبیات تصویری کودک و نوجوان بدل شوند؛ آثاری که در عین سادگی، لایههای عمیق معنایی و قدرت القای مفهوم از طریق تصویر را دارا هستند.
دنیای داستانگویی کلاسن اثبات میکند که گاه ناگفتهها و نادیدهها، بیش از آنچه دیده و بیان میشود، معنا و تأثیر دارند.
صفحات مجازی تصویرگر:
X (formerly Twitter):@burstofbeaden
Instagram: @jonklassen
Tumbler: jon klassen
منابع:
Jon Klassen (Author of I Want My Hat Back)
Jon Klassen | Picturebook Makers
Jon Klassen | Hachette Book Group
Jon Klassen – Students | Britannica Kids | Homework Help
An Interview with Jon Klassen: A Return Visit — Art of the Picture Book
Duck, Chair, Bone, Suspense: A Conversation with Jon Klassen – Orion Magazine
INTERVIEW: Author-illustrator Jon Klassen – Owl Connected
Jon Klassen – Biography – IMDb
The Rock From the Sky – Interview with Jon Klassen – Tyger Tale
The Skull Might Be the Children’s Book Highlight of 2023 | Dad Suggests
GG Literary Award winners ‘stunned,’ ‘overwhelmed’ – Winnipeg Free Press

